بیوگرافی جانگ این گوک بازیگر سریال افسانه دونگ یی (Na Sung Gyun)


 نام بازیگر:  (나성균 / Na Sung Kyoon (Na Sung Gyoon

شغل: بازیگر

تاریخ تولد : 2 / سپتامبر/ 1943 میلادی (10 /شهریور/ 1322 شمسی)

گروه خونی: O

شروع کار: MBC سال 1968 میلادی

قد: 170 سانتی متر

وزن: 75 کیلوگرم


                                       سربالها:

 

                           منابع:

1.

http://wiki.d-addicts.com/Na_Sung_Kyoon

2.

나성균 :: 네이버 인물검색

 

بیوگرافی یونگ سان بازیگر سریال افسانه دونگ یی (Heo Yi Seul)

نام بازیگر: (허이슬 / Heo Yi Seul (Huh I Seul

شغل: بازیگر

تاریخ تولد: 13 /فوریه/ 1988 میلادی (24 /بهمن/ 1366 شمسی)

قد: 165 سانتی متر

وزن: 46 کیلوگرم

سرگرمی ها: یوگا - تماشای فیلم

                                     سریالها:

Dong Yi (MBC, 2010)

                                 فیلم:

I Saw The Devil (2010)

                               منابع:

1.

허이슬 :: 네이버 인물검색

2.

http://people.nate.com/people/info/hu/is/huisuel/

 

 

 

خلاصه قسمت 30 سریال افسانه دونگ یی

دونگیی به هوش میاد و خبرش به چانسو میرسه و چانسو سراغش میره و ماجرا رو براش تعریف میکنه و میگه که تمامشونو دستگیر کردن و دارن ازشون بازرسی میکنن. وقتی خبر به امپراتور میرسه خوشحال میشه اما تصمیم میگیره که فعلا سراغش نره و به ماجرا رسیدگی کنه

بقیه متن در ادامه مطلب ....

ادامه نوشته

خلاصه قسمت 29 سریال افسانه دونگ یی

امپراتور که با شنیدن صدای هاگیوم دونگیی تونسته بود اونو پیدا کنه اونو پنهانی به اقامتگاهش در شهر میبره و ماجرا رو ازش میشنوه و اینکه در موردش نگران بوده رو هم مطرح میکنه و میگه که دنبالش میگشته . از طرفی به مباشراش میگه که برن و رئیس سئو و چانسو رو خبر کنن که بیان توی اقامتگاه .

و دوگیی رو به چانسو میسپره و میگه که با وجود تو خیالم راحته که آسیبی به اون نمیرسه از طرفی هم چون دونگیی ضعیف شده بود بهش دستور میده که باید استراحت کنه و پزشک دربارو خبر میکنه که ازش مراقبت کنه

در قصر برادر ملکه جانگ میره سراغ ملکه و میگه که دونگیی از دستشون فرار کرده از طرفی  ملکه میفهمه که امپراتور هم توی قصر نیست بنابر این نگران میشه و میره قصر اصلی که از مباشرا ی امپراتور سوال کنه به اونجا میره و اونا هم بهش جواب نمیدن و عصبانی میشه که در این لحظه امپراتور سرمیرسه و میخواد که باهاش صحبت کنه اما امپراتور بهش میگه که فعلا نمیخواد و میره .

با این کار امپراتور ملکه حسابی تعجب مبکنه و ناراحت میشه و مشکوک میشه که نکنه اتفاقی افتاده یا  دونگیی امپاتور رو دیده باشه.


افسر سئو با امپراتور صحبت میکنه و مدرکی رو که دونگی باخودش آورده رو بهش نشون میده و میگه که اونا اموال امپراتوری رو فروختن و

امپراتور هم تصمیم میگیره که برای اینکه حقیقت ماجرا معلوم بشه رئیس سئو رو به عنوان فرمانده نگهبانان قصر منصوب کنه و بهش اختیارمیده که ماجرا رو روشن کنه . رئیس سئو هم شروع به تحقیق میکنه و ابتدا به دادگستری میره و تمام مدارک رو جمع میکنه . با این کار حزب جنوبی احساس خطر میکنن و تشکیل جلسه میدن .

 

رئیس سئو با دونگیی ملاقات میکنه و دونگیی وجود گیاه روناس در لباس ملکه رو در رختشور خونه بهش گزارش میده و میگه که احتمالا خودشون میخواستن برای ملکه این هیوم پاپوش درست کنن و رئیس سئو هم شروع به بررسی میکنه .


بعداما در قصر یک اتفاق رخ میده . در مکانی که دارن خزانه جدید رو میسازن هنگام کندن زمین یک سری مدارک پیدا میشه که دفترای حساب رسی هست و از آتیش مصون موندن و چیزیشون نشده . رئیس خزانه بادیدن این مدارک شوکه میشه و بنا به دستور مدارک به محلی فرستاد ه میشن که بعدا مورد بررسی قرار بگیرن .

رئیس جانگ با شنیدن این خبر به شدت وحشت میکنه و به رئیس خزانه میگه که هرجورشده باید از شر اون مدارک خلاص بشن . به همین علت رئیس خزانه اول به طور عادی به محل اسناد میره اما بهش اجازه نمیدن بنابر این تصمیم میگرن بطور پنهانی شب هنگام به اونجا برن و مدارک رو بردارن . اما وقتی که افراد نقاب دار به سراغ مدارک میرن  و مدارک رو برمیدارن که از اونجا فرار کن رئیس سئو میاد و میگه دنبال این مدارک بودید اونا همه جعلی هستن و همشونو دستگیر میکنه که در بینشونم رئیس خزانه داری وجود داره .

از اون طرفم چانسو به سراغ رئیس جانگ میره و اونو دست گیر میکنه از رفتن رئیس سئو چانسو میاد توی اتاق دونگیی اما میبینه که اون بیهوش روی زمین افتاده و سریع پزشکا رو خب میکنن . بعد از چند ساعت خبر به امپراتور میرسه و فورا خودشو به اونجا میرسونه و پزشک دربار میگه که چون بدنش ضعیف شده نمی تونن داروی قوی استفاده کنن و تنها اشقه قرمز هست که میتونه کمکش کنه که اونم چون به چین صادر شده توی پایتخت وجود نداره .

اما امپراتور میگه که توی جوشونه ای که من مصرف میکنم مگه اشقه وجود نداره من جوشونده رو نمیخوام از اشقش برای دونگیی استفاده کن و پزشک با اکراه میپذیره .

ملکه جانگ باخبر میشه که امپراتور چند روزه جوشوندشو نخورده و اصلا مواد اون وارد قصر اصلی نشده و تازه از قصر هم خارج شدن .به همین علت یکی از پرستارا رو میارن و تحت فشارش قرار میدن و مجبورش میکنن که بگه چرا امپراتور جوشوندشو نخورده و اونم میگه که امپراتور دستور دادن که جوشوندشونو به اقامتگاهشون در شهر بفرستن . و اینجاست که ملکه حدث میزنه که اون دونگیی رو دیده و دونگیی در اقامتگاه در شهر هستش.

پایان قسمت 29


خلاصه قسمت 28 سریال افسانه دونگ یی

دونگیی که لباس رختشورا رو پوشید وارد قصر شد و بعد به سمت یکی از درب هایی که به قصر اصلی میرسه  میره اما وقتی میخواد وارد بشه سربازا سرمیرسن و نمیزارن عبور کنه در همین لحظه امپراتور هم که از سوء قصد علیه ملکه ناراحته توی باغ داره قدم میزنه که ناگهان صدای دعوا رو از جلوی درب میشنوه وبه یکی از مباشراش میگه برو ورسیدگی کن و اگر مشکلی نیست بی سرو صدا ردشون کن برن  درهمین لحضه که امپراتور داره درب رو نگاه میکنه بهش خبر میدن که ملکه جانگ بهوش اومده و اون سریع خودشو به اقامتگاه ملکه میرسونه . اما مباشر هم میره و جلوی سربازا رو میگیره و میگه که اگر مشکلی نیست این دخترو ردش کنید بره و دیگه نمیخواد بفرستیدش دادگستری. و اونا هم دونگ یی رو به بیرون قصر اصلی میبرن و رهاش میکنن.

بعد از اینکه امپراتور ملکه رو میبینه و میره برادرش میاد و با ملکه صحبت میکنه و میگه که چرا این کارو کرد و رئیس جانگ هم میگه که با تمام قدرتش ازش حمایت میکنه .

از طرف دیگه سربازای رئیس سئو میفهمن که دونگیی قبلا توی چه میهمان خانه ای بوده . مسئول میهمان خانه میگه که دونگیی به همراه دوستش سولهی اومدن و مدتی رو اینجا بودن . با این خبر دیگه اونا مطمعن میشن که دونگیی به پایتخت رسیده و شروع میکنن به گشتن در مورد اون. و قتی از قسمت نگهبانی چپ پرسو جو میکنن میفهمن که یه نفر داشته دنبال رئیس سئو و چانسو میگشته و حدس میزنن که از طرف دونگیی بوده باشن چرا که اون خبر نداشته که اونا از پاسبانی رفتن.

اما از طرف دیگه از مادر ملکه جانگ میگم که یه تعداد اوباش رو خبر میکنه و بهشون پول میده که برن به خانه ملکه سابق و اذیتش کنن و اونا هم میرن و تمام اسباب ملکه سابق رو میشکنن و خراب میکنن.

دونگیی که نمیتونه وارد قصر اصلی بشه به رختشور خانه میره و شروع به شستن لباسا میکنه ولی لباسای ملکه جانگ رو آورده بودن که بشورن که یک دستمالی رو پیدا میکنه که به نوعی گیاه آغشته بوده (اسمشو نمیدونم چی بود ) که اثرش اینه که تاثیر سم رو کاهش میده . ناگهان خبر میرسه که قراره از بازرسی بیان و رختشور خونه رو بازرسی کنن . دونگیی که خیلی خوشحال میشه تصمیم میگیره به نحوی دوستاشو خبر کنه به همین علت به بهونه گذاشتن لباس به اتاق یکی از خدمتکارا میره به  و وقتی که اونا میرن  نوشته ای رو در زیر یکی از کمدا قایم میکنه که بازرسا پیداش کنن و بفهمن که اون اونجاست .

بازرسا میان  اما سربازرس که با ملکه جانگ دوسته و با دونگ یی مخالف هست هم همراه سربازرس جانگ (که دوست دونگ یی  هست ) میاد و میگه که چون تو با ملکه مخالفی نمیشه تنها کار کنی و باید روت نظارت کنم  وقتی که بازرسی که دوست دونگیی هست میخواد بره اتاق رو بگرده سربازرس بهش اجازه نمیده و میگه که دونفر دیگه که اون اونارو میشناسه و از افرادش هستن برن و اتاق رو بگردن و اونا میرن واتاق رو بررسی میکن و تمام  لوازم ممنوعه رو باخودشون میبرن و بازرسی تموم میشه .

دونگیی که الان واقعا ترسیده بوده چرا که اگر اونا نامشو پیدا میکردن کارش تموم بود سریع به اتاق خدمتکارا میره تا ببینه که آیا بازرسا پیغامی رو که قایم کرده بوده رو دیدن و بردن یا نه که میبینه اونو بردن  که در این لحظه یکی از صاحبان اتاق میاد و میگه که داری چیکار میکنی میخوای دزدی کنی  و داد و هوار راه میندازه.

اما دوست دونگیی به بازرس جانگ خبر میده که یه چیزی باید بهتون بگم و میرن یه جایی و خصوصی صحبت میکنن . دوست دونگیی میگه که از دونگ یی یه نشونه پیدا کرده  و تعریف میکنه که وقتی اونگیوم و شینبی رفتن و بازرسی کردن من رفتم و دوباره بازرسی کردم و یک پیغام از دونگیی پیدا کردم که مثل قبلا رمزی نوشته شده و کار دونگیی هست و اون گفته که توی رخت شور خونه هست . به همین علت اونا سریع به سمت رختشور خونه حرکت میکنن و زمانی میرسن که اون خدمتکار دست دونگیی رو گرفته و میخواد به بازرسی بیاره و جلوشو میگیرن و دونگیی رو با خودشون به یه جایی که در دید نباشه میبرن و سرباز رس جانگ میگه که من میرم و به امپراتور خبر میدم تو همین جا باش.

اما در قصر اتفاقی رخ میده .

به امپراتور خبر میدن که افرادی قصد شورش دارن و با ملکه سابق در ارتباطن و دادگستری شروع به دستگیری اونا کرده .

دادگستری تمام وزیرایی که به خانه ملکه سابق رفتو امد میکردن رو دسگیر میکنه و به بازرسی میان و سربازرس جانگ رو به همراه دوست دونگیی رو بازداشت میکنن و اونا نمیتونن برن و به شاه خبر بدن که دونگیی توی قصره.

در کانون نوازندگان پسر رئیس اونجا رئیس پونگ رو به تحقیق در مورد اون رختشوری که دیده بوده میفرسته و اونم میاد و میگه که اون بانوی رختشور خونه بوده . اونم بلافاصله میره رختشور خونه و به دونگیی نگاه میکنه اول شک میکنه اما بعد میفهمه که اون خود دونگیی هست اما تعجب میکنه و میره خونه و با پدرش صحبت میکنه ولی چون اونا با رئیس جانگ مشکل دارن میرن به پیش وزیر که برادر اونه (رئیس کانون نوازندگان) تا خبرو به اون بدن اما وقتی اونجا میرسن میبینن که رئیس جانگ هم اونجاست و ناچارا خبرو همونجا هم به رئیس جانگ و هم به رئیس دادگستری میدن . با شنیدن این خبر اونا سریع سربازا رو میفرستن تا همه جا ی قصر رو بگردن  و به رختشور خونه هم سر میزنن .

دونگیی که میبینه سربازرس جانگ و دوستشو گرفتن به رختشور خونه سر میزنه که میبینه سربازا دارن همهی اونجا رو میگردن به همین علت فرار میکنه تا از قصر خارج بشه . اما سربازا میبیننشو دنبالش میکنن اون جلوی یکی از خروجی ها میاد پشت دیوار کفشاشو در میاره و نوک شون پیدا بوده به همین علت سربازای جلوی خروجی میان که اونو که پنهان شده بوده رو بگیرن ولی میبینن که فقط کفشاش هست و اونم از فرصت استفاده میکنه و فرار میکنه .

شب شده و دونگی در مسافرخونه ای هست که برای سولهی هست و ناراحت هست که هیچ راهی نداره . مشغول نواختن هاگیوم میشه .

در این هنگام هم امپراتور بیرون قصر هست و ناگهان صدای اونو میشنوه و دنبال صدا میره و دونگیی رو میبینه … Description: icon cry خلاصه سریال دونگ یی قسمت 28

پایان قسمت 28

خلاصه قسمت 27 سریال افسانه دونگ یی


وقتی رئیس جانگ  به پایتخت برمیگیرده اول بانو جانگ در مورد امپراتور میگه که اون هیچ وقت دست از دونگ یی نکشیده و هنوز داره دنبالش میگرده . رئیس جانگ هم میگه که رئیس سئو داشت در یوجو به سربازا دستور میداد و قدرت این کارو داشت و ما از اونجا فرار کردیم . و گفت که دونگیی هنوز زنده هست و از دستش فرار کرد. و تصمیم میگیرن که همه جا رو تحت نظر داشته باشن و به محض دیدن اون اونو دستگیر کنن. بقیه در ادامه مطلب
ادامه نوشته